فرهنگ آریانپور
بقایا
#۳۰٬۷۴۶
reliquiae
بقایا، مرده ریگ
rest
آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده
remain
ماندن، باقیماندن، اقامت کردن، مانده، اثر باقیمانده، (در جمع) بقایا
remnant
باقى مانده، بقیه، اثر، بقایا (در جمع)، آثار
vestige
(vestigial =) ـ نشان، اثر، جاى پا، رد پا، ذره، خرده، بقایا
leftover
پس مانده، باقیمانده، پس مانده غذا، بقایا
vestigial
(vestige =) ـ نشان، اثر، جاى پا، رد پا، ذره، خرده، بقایا relics
trace
اثر، نشان، رد پا، جاى پا، مقدار ناچیز، ترسیم، رسم، ترسیم کردن، ضبط کردن، کشیدن، اثر گذاشتن، دنبال کردن، پى کردن، پى بردن به، رد، ردیابى کردن، رسم کردن
wreckage
لاشه هواپیما یا ماشین و غیره، خرابى، اتلاف