فرهنگ آریان‌پور

بقایا

#۳۰٬۷۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

reliquiae

بقایا، مرده ریگ

۲

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۳

remain

ماندن، باقیماندن، اقامت کردن، مانده، اثر باقیمانده، (در جمع) بقایا

۴

remnant

باقى مانده، بقیه، اثر، بقایا (در جمع)، آثار

۵

vestige

(vestigial =) ـ نشان، اثر، جاى پا، رد پا، ذره، خرده، بقایا

۶

leftover

پس مانده، باقیمانده، پس مانده غذا، بقایا

۷

vestigial

(vestige =) ـ نشان، اثر، جاى پا، رد پا، ذره، خرده، بقایا relics

۸

trace

اثر، نشان، رد پا، جاى پا، مقدار ناچیز، ترسیم، رسم، ترسیم کردن، ضبط کردن، کشیدن، اثر گذاشتن، دنبال کردن، پى کردن، پى بردن به، رد، ردیابى کردن، رسم کردن

۹

wreckage

لاشه هواپیما یا ماشین و غیره، خرابى، اتلاف