فرهنگ آریان‌پور

بقچه بندی‌ کردن

#۳۰٬۷۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

truss

چوب بست زدن، پایه زدن، بستن، به سیخ کشیدن، به دار آویختن، جفت کردن، گره زدن، دسته کردن، متمسک شدن، کوک زن، به هم بستن، بادبان را جمع کردن، بار سفر بستن، به دار آویخته شدن، خرپا، شکم بند، بقچه، انبان، فتق بند

۲

bundle

بقچه، بسته، مجموعه، دسته کردن، به صورت گره درآوردن، بقچه بستن