فرهنگ آریان‌پور

بقچه

#۳۰٬۷۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

bundle

بقچه، بسته، مجموعه، دسته کردن، به صورت گره درآوردن، بقچه بستن

۲

fardel

بقچه، بسته، بار، کوله بار

۳

pack

بسته، بقچه، بسته کردن، کوله پشتى، دسته، گروه، یک بسته (مثل بسته سیگار و غیره)، یکدست ورق بازى، بسته بندى کردن، قرار دادن، توده کردن، به زور چپاندن، بار کردن، بردن، فرستادن

۴

truss

چوب بست زدن، پایه زدن، بستن، به سیخ کشیدن، به دار آویختن، جفت کردن، گره زدن، دسته کردن، متمسک شدن، کوک زن، به هم بستن، بادبان را جمع کردن، بار سفر بستن، به دار آویخته شدن، خرپا، شکم بند، بقچه، انبان، فتق بند

۵

bale

عدل، لنگه، تا، تاچه، مصیبت، بلا، رنج، محنت، رقصیدن

۶

package

بسته، عدل بندى، قوطى، بسته بندى کردن