فرهنگ آریان‌پور

بغض

#۳۰٬۶۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

spite

لج، کینه، بغض، بدخواهى، غرض، کینه ورزیدن، برسرلج آوردن

۲

hatred

دشمنى، کینه، عداوت، بغض، بیزارى، تنفر، نفرت

۳

grudge

بى میلى، اکراه، بیزارى، لج، کینه، غرض، غبطه، بخل ورزیدن، لجاجت کردن، غبطه خوردن بر، رشک ورزیدن به، غرغر کردن

۴

rancor

(rancour =) ـ بدخواهى، خصومت دیرین، عداوت، کینه

۵

rancour

(rancor =) ـ بدخواهى، خصومت دیرین، عداوت، کینه