فرهنگ آریانپور
بغرنج کردن
#۳۰٬۶۹۲
snarl
تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن
ensnare
(ensnarl , entrap , snare =) ـ به دام انداختن، بغرنج کردن، گوریده شدن، خشمگین کردن
ensnarl
(ensnare , entrap , snare =) ـ به دام انداختن، بغرنج کردن، گوریده شدن، خشمگین کردن
complicate
پیچیده کردن، پیچیدن، بغرنج کردن