فرهنگ آریانپور
بغرنجی
#۳۰٬۶۹۵
snarl
تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن
intricacy
پیچیدگى، بغرنجى، تودرتویى، ریزه کارى
compiexity
هم تافتى، پیچیدگى، درهمى، بغرنجى
complicacy
پیچیدگى، کار پیچیده، بغرنج، بغرنجى
puzzlement
حیرت، سرگشتگى، بغرنجى
complication
پیچیدگى، بغرنجى، (پزشکى) عوارض، عواقب
difficulty
سختى، دشوارى، اشکال، زحمت، گرفتگیرى elaborateness