فرهنگ آریان‌پور

بغرنج

#۳۰٬۶۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

involute

بغرنج، تودرتو، مبهم، غامض، پیچدار، پیچیده شدن، پیچدار شدن

۲

intricate

بغرنج، پیچیده

۳

complex

مجتمع، گروهه، مجموعه، عقده (oghdeh)، آچار، هم تافت پیچیده، مرکب از چند جزء، بغرنج، مختلط

۴

involved

در گیر، پیچیده، بغرنج، مبهم، گرفتار، مورد بحث

۵

obscurant

نامفهوم، پیچیده، بغرنج، مخالف اصلاحات

۶

complicacy

پیچیدگى، کار پیچیده، بغرنج، بغرنجى

۷

intangible

لمس ناپذیر، (مجازى) بغرنج، درک نکردنى، مال غیر عینى، نا هویدا

۸

complicated

پیچیده، بغرنج

۹

deep

گود، ژرف، عمیق

۱۰

teaser

اذیت کننده، شانه کننده پشم عامیانه‌

۱۱

sticky

چسبناک، چسبنده، دشوار، سخت، چسبناک کردن

۱۲

abstruse

پنهان، پیچیده، غامض

۱۳

difficult

سخت، دشوار، مشکل، سخت گیر، صعب، گرفتگیر

۱۴

elaborate

استادانه درست شده، به زحمت درست شده، به زحمت ساختن، داراى جزئیات، با دقت شرح دادن

۱۵

convoluted

به هم پیچیده، به هم تابیده، حلقوى، پیچاپیچ