فرهنگ آریانپور
بغرنج
#۳۰٬۶۸۶
involute
بغرنج، تودرتو، مبهم، غامض، پیچدار، پیچیده شدن، پیچدار شدن
intricate
بغرنج، پیچیده
complex
مجتمع، گروهه، مجموعه، عقده (oghdeh)، آچار، هم تافت پیچیده، مرکب از چند جزء، بغرنج، مختلط
involved
در گیر، پیچیده، بغرنج، مبهم، گرفتار، مورد بحث
obscurant
نامفهوم، پیچیده، بغرنج، مخالف اصلاحات
complicacy
پیچیدگى، کار پیچیده، بغرنج، بغرنجى
intangible
لمس ناپذیر، (مجازى) بغرنج، درک نکردنى، مال غیر عینى، نا هویدا
complicated
پیچیده، بغرنج
deep
گود، ژرف، عمیق
teaser
اذیت کننده، شانه کننده پشم عامیانه
sticky
چسبناک، چسبنده، دشوار، سخت، چسبناک کردن
abstruse
پنهان، پیچیده، غامض
difficult
سخت، دشوار، مشکل، سخت گیر، صعب، گرفتگیر
elaborate
استادانه درست شده، به زحمت درست شده، به زحمت ساختن، داراى جزئیات، با دقت شرح دادن
convoluted
به هم پیچیده، به هم تابیده، حلقوى، پیچاپیچ