فرهنگ آریانپور
احمقانه
#۳٬۰۵۸
doltish
احمقانه، کله خر
potty
جزیى، آسان، ناچیز، احمقانه، مغرور، لگن یا مستراح اطفال
silly
نادان، ابله، سبک مغز، چرند، احمقانه
insane
دیوانه، مجنون، بى عقل، احمقانه
spoony
(spooney =) ـ لوس، احمق، اهل بوس و کنار، احمقانه
puerile
(silly , childish , juvenile =) ـ بچگانه، کودکانه، احمقانه
spooney
(spoony =) ـ لوس، احمق، اهل بوس و کنار، احمقانه
highland
کوهستانى، نارسا، احمقانه
infatuate
واله و شیفته، از خود بیخود، احمقانه، شیفته و شیدا شدن، از خود بیخود کردن
senseless
بى حس، بى معنى، احمق، احمقانه
dumb
زبان بسته، لال، گنگ، بى صدا، کند ذهن، بى معنى، لال کردن، خاموش کردن dumb خودمانی cockeyed offthewall
shit
(past: shitted, shat ; past participle: shitted, shat) ـ ریدن، گه، ان، عن
absurd
پوچ، ناپسند، یاوه، مزخرف، بى معنى، نامعقول، عبث، مضحک