فرهنگ آریان‌پور

احضار نمودن

#۳٬۰۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

arraign

احضار نمودن (بمحکمه)، (حقوق) با تنظیم کیفر خواست متهمى را به محاکمه خواندن

۲

impeach

متهم کردن، به دادگاه جلب کردن، احضار نمودن، عیب گرفتن از، عیب جویى کردن، تردید کردن در، باز داشتن، مانع شدن، اعلام جرم کردن