فرهنگ آریان‌پور

بطی‌ ء کردن

#۳۰٬۵۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

delay

تاخیر کردن، به تاخیر انداختن، تعلل، تاخیر، به تاخیر افتادن