فرهنگ آریان‌پور

بطی

#۳۰٬۵۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

logy

(loggy =) ـ سنگین، سنگین در فکر و حرکت، بطى، کند

۲

loggy

(logy =) ـ سنگین، سنگین در فکر و حرکت، بطى، کند

۳

slack

قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف

۴

dilatory

اتساعى، ورمى، تاخیرى، کند، بطى

۵

sluggish

گرانجان، تنبل، لش، کند، بطى، آهسته رو، کساد

۶

cumbersome

سنگین، طاقت فرسا، مایه زحمت، بطى