فرهنگ آریانپور
بطی
#۳۰٬۵۶۵
logy
(loggy =) ـ سنگین، سنگین در فکر و حرکت، بطى، کند
loggy
(logy =) ـ سنگین، سنگین در فکر و حرکت، بطى، کند
slack
قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف
dilatory
اتساعى، ورمى، تاخیرى، کند، بطى
sluggish
گرانجان، تنبل، لش، کند، بطى، آهسته رو، کساد
cumbersome
سنگین، طاقت فرسا، مایه زحمت، بطى