احمق ادم
#۳٬۰۴۷
poop
کشتیدم، صداى قلپ، صداى کوتاه، قسمت بلند عقب کشتى، صداى بوق ایجاد کردن، قورت دادن، تفنگ در کردن، باد و گاز معده را خالى کردن، گوزیدن، باعقب کشتى تصادم کردن، فریفتن، آدم احمق، از نفس افتادن، خسته و مانده شدن، تمام شدن
snip
چیدن، زدن، قیچى کردن، پشم چیدن، بسرعت قاپیدن، کش رفتن، قطعه، برش، آدم احمق، ته سیگار، آدم کوچک یابى اهمیت
drool
گلیز، آب از دهان تراوش شدن، اظهار خوشحالى کردن، یاوه سرایى کردن، آدم احمق
zombi
(zombie =) ـ مارخدا، خدایى به شکل مار (در میان سرخ پوستان)، روحى که به عقیده سیاه پوستان به بدن مرده حلول کرده و آن را جان تازه بخشد، انسان زنده شد، آدم احمق
galoot
ملوان، بند باز، آدم احمق
zombie
(zombi =) ـ مارخدا، خدایى به شکل مار (در میان سرخ پوستان)، روحى که به عقیده سیاه پوستان به بدن مرده حلول کرده و آن را جان تازه بخشد، انسان زنده شد، آدم احمق
dotterel
(جانور شناسى) مرغ باران، آدم احمق
softhead
آدم احمق، کم عقل، ننر
birdbrain
آدم احمق، کودن
dromedary
شتر جماز، آدم احمق
bufflehead
گاومیش، (مجازى) آدم احمق، کله خر
featherhead
آدم احمق، شخص پریشان حواس، آدم حواس پرت، سبکسر
featherbrain
آدم احمق، آدم حواس پرت، پریشان خیال، سبکسر