فرهنگ آریانپور
احمق
#۳٬۰۴۳
dimwit
آدم کودن و احمق، کند ذهن knucklehead
dim
تار، تاریک، کم نور، مبهم، تیره کردن dim cockeyed
nut
مهره، جوز، چرخ دنده ساعت، آجیل، آجیل گرد آوردن، دیوانه، خل
case
مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا case خودمانی
dumb
زبان بسته، لال، گنگ، بى صدا، کند ذهن، بى معنى، لال کردن، خاموش کردن
chump
کنده، تکه بزرگ charlie
sappy
آبدان، پر شهد، مرطوب، خیلى احساساتى، ضعیف، کودن، معتاد به مشروبات، شنگول
dumbbell
دمبل، اسباب ورزشى gormless fathead