فرهنگ آریان‌پور

احمق

#۳٬۰۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

dimwit

آدم کودن و احمق، کند ذهن knucklehead

۲

dim

تار، تاریک، کم نور، مبهم، تیره کردن dim cockeyed

۳

nut

مهره، جوز، چرخ دنده ساعت، آجیل، آجیل گرد آوردن، دیوانه، خل

۴

case

مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا case خودمانی‌

۵

dumb

زبان بسته، لال، گنگ، بى صدا، کند ذهن، بى معنى، لال کردن، خاموش کردن

۶

chump

کنده، تکه بزرگ charlie

۷

sappy

آبدان، پر شهد، مرطوب، خیلى احساساتى، ضعیف، کودن، معتاد به مشروبات، شنگول

۸

dumbbell

دمبل، اسباب ورزشى gormless fathead