فرهنگ آریان‌پور

بسط دادن

#۳۰٬۱۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

expand

بسط دادن، بسط یافتن، منبسط شدن، منبسط کردن، توسعه دادن، پهن کردن، به تفصیل شرح دادن

۲

develop

توسعه دادن، ایجاد کردن، بسط دادن، پرورش دادن

۳

enlarge

بزرگ کردن، با تفصیل شرح دادن، توسعه دادن، وسیع کردن، بسط دادن

۴

product

حاصلضرب، فرآورده، محصول، حاصل، بسط دادن، ایجاد کردن

۵

stretch

کشیدن، امتداد دادن، بسط دادن، منبسط کردن، کش آمدن، کش آوردن، کش دادن، گشاد شدن بسط، ارتجاع، قطعه (زمین)، اتساع، کوشش، خط ممتد، دوره، مدت

۶

heighten

بلند کردن، بلندتر کردن، بالا بردن، زیاد کردن، شدید کردن، بسط دادن

۷

amplify

تقویت کردن، وسعت دادن، بزرگ کردن، مفصل کردن، مفصل گفتن یا نوشتن، (برق) افزودن، بالا بردن، بزرگ شدن، تقویت کردن (صدا)