فرهنگ آریان‌پور

بسایند

#۲۹٬۸۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

repeat

دوباره گفتن، تکرار کردن، دوباره انجام دادن، دوباره ساختن، تکرار، تجدید، باز گفتن، بازگو کردن، بازگو، باز انجام

۲

serial

مسلسل، ردیفى، نوبتى، رده اى، دورى، ترتیبى، جزء به جزء، سریال، نشریه، پیاپى

۳

frequent

تکرار شونده، زود زود، مکرر، رفت و آمد زیاد کردن در، تکرار کردن