فرهنگ آریانپور
بسختی
#۳۰٬۱۴۴
rigidly
بسختى، سخت، (به طور محکم)، با سخت گیرى، با دقت
hardly
سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى
sorely
زخم، ریش، جراحت، جاى زخم، دلریش کننده، سخت، دشوار، مبرم، خشن، دردناک، ریشناک sore
heavily
سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار heavy