فرهنگ آریان‌پور

بستوه اوردن

#۳۰٬۱۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

harass

بستوه آوردن، عاجز کردن، اذیت کردن، (علوم نظامى) حملات پى درپى کردن، خسته کردن

۲

hare

خرگوش، خرگوش صحرایى، گوشت خرگوش، مسافر بى بلیط، بستوه آوردن، رم دادن

۳

haze

مه کم، بخار، ناصافى یا تیرگى هوا، ابهام، گرفته بودن، مغموم بودن، روشن نبودن مه، موضوعى (براى شخص)، متوحش کردن، زدن، بستوه آوردن، سرزنش کردن

۴

annoy

دلخور کردن، آزردن، رنجاندن، اذیت کردن، بستوه آوردن، خشمگین کردن، تحریک کردن، مزاحم شدن

۵

beset

(past: beset ; past participle: beset) ـ احاطه کردن، مزین کردن، حمله کردن بر، بستوه آوردن، عاجز کردن

۶

harry

غارت کردن، چاپیدن، لخت کردن، ویران کردن، آزردن، بستوه آوردن

۷

hurry

شتاب کردن، شتابیدن، عجله کردن، چاپیدن، بستوه آوردن، با شتاب انجام دادن، راندن، شتاب، عجله، دستپاچگى

۸

worry

اندیشناکى، اندیشناک کردن یا بودن، نگران کردن، اذیت کردن، بستوه آوردن، اندیشه، نگرانى، اضطراب، دلواپسى

۹

pester

اذیت کردن، بستوه آوردن، بى حوصله کردن

۱۰

plague

آفت، بلا، سرایت مرض، طاعون، بستوه آوردن، آزار رساندن، دچار طاعون کردن