فرهنگ آریان‌پور

بسته بندی و انبار کردن

#۳۰٬۱۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

stow

تنگ هم چیدن، خوب جا دادن، پر کردن، مخفى کردن، پریدن، انباشتن، بازداشتن