واژههای فارسی←بسته بندی و انبار کردنفرهنگ آریانپوربسته بندی و انبار کردن#۳۰٬۱۰۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱stowتنگ هم چیدن، خوب جا دادن، پر کردن، مخفى کردن، پریدن، انباشتن، بازداشتنواژههای نزدیک در الفبابساوش پذیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوشیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساویدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسایندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر