فرهنگ آریان‌پور

بسته بندی‌ کردن

#۳۰٬۰۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

pack

بسته، بقچه، بسته کردن، کوله پشتى، دسته، گروه، یک بسته (مثل بسته سیگار و غیره)، یکدست ورق بازى، بسته بندى کردن، قرار دادن، توده کردن، به زور چپاندن، بار کردن، بردن، فرستادن

۲

package

بسته، عدل بندى، قوطى، بسته بندى کردن

۳

bundle

بقچه، بسته، مجموعه، دسته کردن، به صورت گره درآوردن، بقچه بستن