فرهنگ آریان‌پور

بستناک شدن

#۳۰٬۰۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

ice

منجمد کردن، یخ بستن، منجمد شدن، شکر پوش کردن، یخ، سردى، خونسردى و بى اعتنایى