واژههای فارسی←بستن رگفرهنگ آریانپوربستن رگ#۳۰٬۰۳۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ligationبستن رگ، انعقاد، بند، رشته یا وسیله بستن۲strangulateخفه کردن، خفقان ایجاد کردن، گلو را فشردنواژههای نزدیک در الفبابساوش پذیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوشیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساویدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسایندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر