فرهنگ آریانپور
بستن - محکم -
#۲۹٬۹۹۲
frap
(در کشتى گیرى) سفت بستن، سفت کشیدن، محکم بستن، زدن، ضرب زدن، کوبیدن
yerk
سیخ زدن، سک زدن، برانگیزاندن، شلاق زدن کوبیدن، قاپیدن و بردن، محکم بستن، فشار دادن، هل دادن، شکاف برداشتن، لگد، مشت، ضربت، حرکت سریع و شدید
brace
ابرو، آکولاد، تحریک احساسات، تجدید و احیاى روحیه، بند شلوار، خط ابرو، با بست محکم کردن، محکم بستن، در مقابل فشار مقاومت کردن، آتل
cinch
کارى که با سهولت انجام شود، تنگ یا کمربند (به اسب) بستن، محکم بستن
buttress
شمع پشتیبان دیوار، حایل، نگهدار، پایه، شمع زدن، محکم بستن، داراى شمع یا حایل