فرهنگ آریانپور
بستن - صف -
#۲۹٬۹۸۷
cue
راهنمایى کردن، با چوب بیلیارد زدن، صف بستن، اشارت، اشاره کردن، سخن رهنما، ایماء، اشاره براى راهنمایى خواننده یا گوینده یا بازیگر، چوب بیلیارد، صف، ردیف
queue
صف، صف بستن، در صف گذاشتن، صف اتوبوس و غیره، در صف ایستادن