فرهنگ آریان‌پور

بستن - شرط -

#۲۹٬۹۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

bet

(past: bet, betted ; past participle: bet, betted) ـ شرط (بندى)، موضوع شرط بندى، شرط بستن، نذر

۲

gage

(gauge =) ـ اندازه گرفتن، گرو گذاشتن، شرط بستن، متعهد شدن اندازه، درجه، وسیله اندازه گیرى، اندازه گیر، گرو، وثیقه، رجز خوانى، مبارزه طلبى