فرهنگ آریان‌پور

بستگی

#۲۹٬۹۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

dependence

بستگى، وابستگى، موکول (بودن)، عدم استقلال، توکل، تبعیت

۲

dependance

بستگى، وابستگى، موکول (بودن)، عدم استقلال

۳

dependency

بستگى، نیازمندى، تعلق، کشور غیر مستقل، وابستگى، تبعیت

۴

interconnection

بستگى، اتصال، اتصالى داخلى

۵

bind

(past: bound ; past participle: bound) ـ بستن، گرفتار و اسیر کردن، مقید و محصور کردن، به هم پیوستن، چسباندن، صحافى کردن و دوختن، الزام آور و غیر قابل فسخ کردن (به وسیله تعهد یا بیعانه)، متعهد و ملزم ساختن، بند، قید، بستگى، علاقه، مقید کردن، جلد کردن

۶

kinship

خویشى، خویشاوندى، قوم و خویشى، بستگى، نسبت

۷

concern

ربط، بستگى، بابت، مربوط بودن به، (به صورت اسم مفعول) دلواپس کردن، (معنى مجازى) نگران بودن، اهمیت داشتن

۸

liaison

رابطه نامشروع، بستگى، رابطه، ارتباط، رابط

۹

relation

رابطه، نسبت، خویش، (relational) وابستگى، ارتباط، شرح، خویشاوند، کارها، نقل قول، وابسته به نسبت یا خویشى

۱۰

gelation

انعقاد، بستگى، بسته شدگى، سفت شدگى

۱۱

vicinity

نزدیکى، مجاورت، همسایگى، حومه، بستگى

۱۲

connection

(connexion =) ـ پیوستگى، اتصال، وابستگى، نسبت، مقام، خویش، رابطه، بستگى

۱۳

congelation

ماسیدگى، بستگى، انجماد، افسردگى، دلمه، چیز منجمد

۱۴

relationship

خویشى، وابستگى، نسبت، ارتباط

۱۵

alliance

پیوستگى، اتحاد، وصلت، پیمان بین دول