واژههای فارسی←بستری بودن در بیمارستانفرهنگ آریانپوربستری بودن در بیمارستان#۲۹٬۹۵۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱hospitalizationبسترى، در بیمارستان بسترى، دوره بسترى شدنواژههای نزدیک در الفبابساوش پذیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوشیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساویدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسایندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر