واژههای فارسی←بستری - بیمار -فرهنگ آریانپوربستری - بیمار -#۲۹٬۹۴۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱inpatientبیمارى که در بیمارستان مى خوابد، بیمار بسترىواژههای نزدیک در الفبابساوش پذیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوشیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساویدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسایندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر