واژههای فارسی←بستر غنودن - در -فرهنگ آریانپوربستر غنودن - در -#۲۹٬۹۳۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱snuggleخود را براى گرم شدن یا غنودن جمع کردن، مچاله شدن، جمع شدن، در بستر غنودن، دربرگرفتنواژههای نزدیک در الفبابساوش پذیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوشیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساویدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسایندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر