فرهنگ آریان‌پور

بستر جانور

#۲۹٬۹۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

litter

تخت روان، کجاوه، محمل، برانکار یا چاچوبى که بیماران را با آن حمل مى کنند، آشغال، نوزادانى که جانورى در یک وهله مى زاید، زایمان، ریخته و پاشیده، زائیدن، آشغال پاشیدن