واژههای فارسی←بستر بیمارفرهنگ آریانپوربستر بیمار#۲۹٬۹۲۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱clinicalبسترى، بالینى، وابسته به بستر بیمار، واقع شونده بر بالین بیمارواژههای نزدیک در الفبابساوش پذیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوشیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساوندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبساویدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسایندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر