فرهنگ آریان‌پور

بست زدن

#۲۹٬۸۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fish

ماهى، (به صورت جمع) انواع ماهیان، ماهى صید کردن، ماهى گرفتن، صیداز آب، بست زدن (به)، جستجو کردن، طلب کردن

۲

clamp

گیره، بند، انبرک، با گیره نگاه داشتن، با قید و منگنه محکم بستن

۳

clasp

گیره قزن قفلى، جفت چپراست، قلاب، در آغوش گرفتن، بستن