فرهنگ آریان‌پور

بساوایی

#۲۹٬۸۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

tactility

قابلیت لمس، محسوسیت، لمس، بساوایى

۲

feel

(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن

۳

touch

دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه

۴

feeling

(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن