فرهنگ آریانپور
بسامان
#۲۹٬۸۳۲
tidy
به طور منظم، مرتب، پاکیزه، منظم کردن، آراستن، مرتب کردن
trim
درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل
orderly
منظم، مرتب، با انضباط، (علوم نظامى) گماشته، مصدر، خدمتکار بیمارستان
organic
عضوى، ساختمانى، موثر در ساختمان اندام، اندام دار، اساسى، اصلى، ذاتى، بنیانى، حیوانى، آلى، وابسته به شیمى آلى، وابسته به موجود آلى
refined
مهذب، پالوده
regular
منظم، مرتب، با قاعده، معین، مقرر، عادى، باقاعده