فرهنگ آریانپور
احساسات
#۲٬۹۲۶
emotion
احساسات، هیجانات، شور، هیجانى
affect
اثر، نتیجه، احساسات، برخورد، اثر کردن بر، تغییر دادن، متاثر کردن، وانمود کردن، دوست داشتن، تمایل داشتن (به)، تظاهر کردن به
passions
اشتیاق و علاقه شدید، احساسات تند و شدید، تعصب شدید، اغراض نفسانى، هواى نفس
heartbeat
ضربان قلب، تپش دل، (مجازى) جنبش، احساسات
sentiment
احساس، عاطفه، تمایل، نیت، مقصود، ضعف ناشى از احساسات، احساساتى
blood
خون، خوى، مزاج، نسبت، خویشاوندى، نژاد، (مجازى) نیرو، خون آلود کردن، خون جارى کردن، خون کسى را به جوش آوردن، عصبانى کردن
feelings
احساس، حس feeling
sensibility
حساسیت، احساس و درک، هش
susceptibilities
استعداد، آمادگى، قابلیت، حساسسیت، فروگیرى