فرهنگ آریان‌پور

احساسات

#۲٬۹۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

emotion

احساسات، هیجانات، شور، هیجانى

۲

affect

اثر، نتیجه، احساسات، برخورد، اثر کردن بر، تغییر دادن، متاثر کردن، وانمود کردن، دوست داشتن، تمایل داشتن (به)، تظاهر کردن به

۳

passions

اشتیاق و علاقه شدید، احساسات تند و شدید، تعصب شدید، اغراض نفسانى، هواى نفس

۴

heartbeat

ضربان قلب، تپش دل، (مجازى) جنبش، احساسات

۵

sentiment

احساس، عاطفه، تمایل، نیت، مقصود، ضعف ناشى از احساسات، احساساتى

۶

blood

خون، خوى، مزاج، نسبت، خویشاوندى، نژاد، (مجازى) نیرو، خون آلود کردن، خون جارى کردن، خون کسى را به جوش آوردن، عصبانى کردن

۷

feelings

احساس، حس feeling

۸

sensibility

حساسیت، احساس و درک، هش

۹

susceptibilities

استعداد، آمادگى، قابلیت، حساسسیت، فروگیرى