واژههای فارسی←احساس همدردی کردن بافرهنگ آریانپوراحساس همدردی کردن با#۲٬۹۱۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱feel(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدنواژههای نزدیک در الفبااحساس تحقیر و دلزدگی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاحساس تحیر و وحشت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاحساس تنفر شدیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاحساس تنهاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاحساس تهوع کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاحساس ثانویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر