فرهنگ آریانپور
براق شدن
#۲۷٬۲۱۴
glitter
تابش، تلالوء، درخشندگى، درخشش، براق شدن، برق زدن، درخشیدن
ruffle
موجدار کردن (مثل باد بر آب)، بر هم زدن، ناصاف کردن، ناهموار کردن، ژولیده کردن، گره زدن، برآشفتن، تلاطم
bristle
موى زبر، موى سیخ، موى خوک، سیخ شدن، رویه تجاوزکارانه داشتن، آماده جنگ شدن