فرهنگ آریان‌پور

براق

#۲۷٬۲۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

relucent

براق، منعکس کننده نور، متشعشع، نور افشان، خیره کننده

۲

glace

صاف، براق، نرم، پوشیده از شکر، لعابدار، ماده صاف و براق، دسر سردو یخ بسته، شربت سرد، بستنى

۳

lucid

شفاف، روشن، واضح، درخشان، زلال، براق، سالم

۴

nitid

روشن، براق، شفاف

۵

shiny

صیقلى، براق، آفتابى، درخشان، پرنور

۶

sleek

نرم، براق، صیقلى، صاف، شفاف، چرب و نرم، صیقلى کردن، صاف کردن

۷

flossy

شبیه ابریشم خام، براق (مثل ابریشم)

۸

glossy

جلا دار، براق، صیقلى، صاف، خوش نما

۹

sheeny

پر زرق و برق، براق

۱۰

silken

ابریشمى، نرم، ابریشم پوش، حریرى، براق، صاف، ابریشم نما کردن

۱۱

silvery

نقره فام، سیمین، سفید، براق، صاف، سیم اندود

۱۲

splendid

(splendidly =) ـ باشکوه، با جلال، عالى، براق، پرزرق و برق

۱۳

splendidly

(splendid =) ـ باشکوه، با جلال، عالى، براق، پرزرق و برق رنگ‌ و صدا

۱۴

bright

تابناک، روشن، درخشان، تابان، آفتابى، زرنگ، باهوش