فرهنگ آریانپور
براق
#۲۷٬۲۱۰
relucent
براق، منعکس کننده نور، متشعشع، نور افشان، خیره کننده
glace
صاف، براق، نرم، پوشیده از شکر، لعابدار، ماده صاف و براق، دسر سردو یخ بسته، شربت سرد، بستنى
lucid
شفاف، روشن، واضح، درخشان، زلال، براق، سالم
nitid
روشن، براق، شفاف
shiny
صیقلى، براق، آفتابى، درخشان، پرنور
sleek
نرم، براق، صیقلى، صاف، شفاف، چرب و نرم، صیقلى کردن، صاف کردن
flossy
شبیه ابریشم خام، براق (مثل ابریشم)
glossy
جلا دار، براق، صیقلى، صاف، خوش نما
sheeny
پر زرق و برق، براق
silken
ابریشمى، نرم، ابریشم پوش، حریرى، براق، صاف، ابریشم نما کردن
silvery
نقره فام، سیمین، سفید، براق، صاف، سیم اندود
splendid
(splendidly =) ـ باشکوه، با جلال، عالى، براق، پرزرق و برق
splendidly
(splendid =) ـ باشکوه، با جلال، عالى، براق، پرزرق و برق رنگ و صدا
bright
تابناک، روشن، درخشان، تابان، آفتابى، زرنگ، باهوش