فرهنگ آریان‌پور

براستی

#۲۷٬۱۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

indeed

براستى، راستى، حقیقتاً، واقعاً، هر آینه، در واقع، همانا، فى الواقع، آره راستى

۲

forsooth

براستى، الحق، قطعاً، بتحقیق، درحقیقت

۳

sooth

راستى، براستى، درحقیقت، راستگو، تسکین دهنده، تفال، پیشگویى، ضرب المثل

۴

troth

وفا، وفادارى، پیمان، (معنى مجازى) نامزد کردن، راستى، براستى، از روى ایمان، نامزدى

۵

verily

بسیار، خیلى، بسى، چندان، فراوان، زیاد، حتمى، واقعى، فعلى، خود آن، همان، عیناً