فرهنگ آریانپور
براستی
#۲۷٬۱۷۹
indeed
براستى، راستى، حقیقتاً، واقعاً، هر آینه، در واقع، همانا، فى الواقع، آره راستى
forsooth
براستى، الحق، قطعاً، بتحقیق، درحقیقت
sooth
راستى، براستى، درحقیقت، راستگو، تسکین دهنده، تفال، پیشگویى، ضرب المثل
troth
وفا، وفادارى، پیمان، (معنى مجازى) نامزد کردن، راستى، براستى، از روى ایمان، نامزدى
verily
بسیار، خیلى، بسى، چندان، فراوان، زیاد، حتمى، واقعى، فعلى، خود آن، همان، عیناً