فرهنگ آریانپور
برازنده
#۲۷٬۱۶۹
elegant
زیبا، با سلیقه، پربراز، برازنده
graceful
دلپذیر، مطبوع، برازنده، پر براز
befitting
فراخور، شایستگى، درخور، شایسته، برازنده
fit
بیهوشى، غش، تشنج، هیجان، درخور، مناسب، شایسته، تندرست، اندازه بودن (جامه) برازندگى، زیبنده بودن بر، مناسب بودن براى، (مجازى) شایسته بودن، متناسب کردن، سوار یا جفت کردن، (حقوق) صلاحیت دار کردن، تطبیق کردن، قسمتى از شعر یا سرود، بند، در خور، مقتضى، خوراندن
style
سبک، شیوه، روش، خامه، سبک نگارش، سلیقه، سبک متداول، قلم، میله، متداول شدن، معمول کردن، مد کردن، نامیدن
chichi
باارزش، ظریف، با هنرمندى congruous
proper
درست، به طور صحیح، موافق آداب، به طور شایسته، کاملاً، خیلى خوب
tailored
در خور، مناسب
handsome
دلپذیر، مطبوع، خوش قیافه، زیبا، سخاوتمندانه