فرهنگ آریان‌پور

براز

#۲۷٬۱۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

faeces

براز، مدفوع، ته نشست

۲

elegance

براز، ظرافت، لطافت، زیبایى، وقار، ریزه کارى، سلیقه

۳

grace

توفیق، فیض، تائید، مرحمت، براز، زیبایى، خوبى، خوش اندامى، ظرافت، فریبندگى، دعاى فیض و برکت (قبل یا بعد از غذا)، خوش نیتى، بخشایندگى، بخشش، بخت، اقبال، قرعه، جذابیت، افسونگرى، مورد لطف قرار دادن، آراستن، زینت بخشیدن، فیض الهى بخشیدن، تشویق کردن، لذت بخشیدن، مشعوف ساختن

۴

ordure

نحاست، براز، زباله

۵

wedge

گوه، گوه (goveh)، با گوه نگاه داشتن، با گوه شکافتن، از هم جدا کردن

۶

dropping

افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده drop

۷

excrement

نجاست، مدفوع، پس مانده، فضله، زوائد