فرهنگ آریانپور
براز
#۲۷٬۱۶۳
faeces
براز، مدفوع، ته نشست
elegance
براز، ظرافت، لطافت، زیبایى، وقار، ریزه کارى، سلیقه
grace
توفیق، فیض، تائید، مرحمت، براز، زیبایى، خوبى، خوش اندامى، ظرافت، فریبندگى، دعاى فیض و برکت (قبل یا بعد از غذا)، خوش نیتى، بخشایندگى، بخشش، بخت، اقبال، قرعه، جذابیت، افسونگرى، مورد لطف قرار دادن، آراستن، زینت بخشیدن، فیض الهى بخشیدن، تشویق کردن، لذت بخشیدن، مشعوف ساختن
ordure
نحاست، براز، زباله
wedge
گوه، گوه (goveh)، با گوه نگاه داشتن، با گوه شکافتن، از هم جدا کردن
dropping
افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده drop
excrement
نجاست، مدفوع، پس مانده، فضله، زوائد