فرهنگ آریانپور
براده
#۲۷٬۱۵۸
swarf
(انگلیس) تراشه، براده
filing
سوهان کارى، ضبط، بایگانى، سیخ زنى، براده
chip
لپ پریده کردن یا شدن، ژتن، ریزه، تراشه، مهره اى که در بازى نشان برد و باخت است، ژتون، ورقه شدن، رنده کردن، (به صورت جمع) سیب زمینى سرخ کرده
splinter
باریکه چوب، تراشه، خرده شیشه، تراشه کردن، متلاشى شدن و کردن