فرهنگ آریان‌پور

برابر هم‌ گذاشتن

#۲۷٬۰۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

contrast

هم سنجى، مغایرت، برابر کردن، تباین، مقابله، تقابل، کنتراست، مقایسه کردن