فرهنگ آریانپور
برابر بودن
#۲۷٬۰۴۶
correspond
برابر بودن، به هم مربوط بودن، رابطه داشتن
match
تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت
parallel
موازى همز مان، موازى، متوازى، (مجازى) برابر، خط موازى، موازى کردن، برابر کردن