فرهنگ آریان‌پور

برابر سازی‌ کردن

#۲۷٬۰۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

counterbalance

وزنه تعادل، پارسنگ، (مجازى) برابرى کردن، خنثى کردن، موازنه، موازنه کردن