فرهنگ آریان‌پور

بدگویی کردن

#۲۶٬۳۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

vilify

بدنام کردن، بدگویى کردن، بهتان زدن

۲

backbite

(past: backbit ; past participle: backbitten) ـ غیبت کردن، پشت سرکسى سخن گفتن، بدگویى کردن

۳

maledict

لعنت کردن بر، بدگویى کردن، لعن کردن، ملعون