فرهنگ آریان‌پور

بدگویی

#۲۶٬۳۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

obloquy

بدگویى، ناسزاگویى، سرزنش، افترا

۲

detraction

بدگویى، افترا، کاهش، کسر شان، کسر

۳

vilification

بدگویى، بهتان، فحش، سخن زشت و رکیک

۴

denunciation

بدگویى، عیبجویى، اتهام، شکایت، چغلى

۵

defamation

افترا، بدگویى، تهمت، بدنامى و رسوایى

۶

malediction

لعنت، بدگویى، لعن

۷

vituperation

ناسزا گویى، توهین، بدگویى، سرزنش، توبیخ

۸

noise

خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت

۹

scandal

رسوایى، افتضاح، ننگ، تهمت، تهمت زدن

۱۰

aspersion

توهین، افتراء، آب پاشى و آب افشانى

۱۱

dispraise

از ب هاى چیزى کاستن، کم گرفتن، بد دانستن، سرزنش کردن، نکوهش کردن personalities