فرهنگ آریانپور
بدبو کردن
#۲۶٬۰۹۳
fug
بدبو کردن، متعفن شدن، بوى نا دادن
stink
(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن
#۲۶٬۰۹۳
بدبو کردن، متعفن شدن، بوى نا دادن
(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن