فرهنگ آریان‌پور

بدبو کردن

#۲۶٬۰۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

fug

بدبو کردن، متعفن شدن، بوى نا دادن

۲

stink

(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن