فرهنگ آریانپور
بدبختی
#۲۶٬۰۸۰
misery
بدبختى، بیچارگى، تهى دستى، نکبت، پستى
disaster
بدبختى، حادثه بد، مصیبت، بلا، ستاره ى بدبختى
adversity
بدبختى، فلاکت، ادبار و مصیبت، روزبد
mischance
بدبختى، بدشانسى، رویداد بد، حادثه ناگوار
misfortune
بدبختى، بیچارگى، بدشانسى
ill being
بدبختى، بدى، ناهنجارى
wrack
کشتى شکستگى، خرابى، بدبختى، آشغال سبزى، خراب کردن، ویران شدن
mishap
رویداد ناگوار، بدبختى، قضا، حادثه بد
reverse
وارونه، معکوس، معکوس کننده، پشت (سکه)، بدبختى، شکست، وارونه کردن، برگرداندن، پشت و رو کردن، نقض کردن، واژگون کردن، پشت، معکوس کردن، برگشتن
calamity
بلا، بیچارگى، بدبختى، مصیبت، فاجعه
misadventure
رویداد ناگوار، حادثه ناگوار، بدبختى، بلا
hard luck
بخت بد، بدبختى
evil
بد، زیان آور، مضر، شریرانه، بدى، زیان
curse
نفرین، دشنام، لعنت، بلا، مصیبت، نفرین کردن، ناسزا گفتن، فحش دادن
plight
متعهد شدن، تعهد دادن، گرفتارى، مخمصه
desolation
ویرانى، خرابى، تنگى، دلتنگى، پریشانى