فرهنگ آریان‌پور

بدبو

#۲۶٬۰۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

frowsy

بدبو، (مجازى) شلخته، چرک، پلید، پوسیده، ترشیده

۲

frowzy

بدبو، (مجازى) شلخته، چرک، پلید، پوسیده، ترشیده

۳

odoriferous

بدبو، زننده، بودار، داراى بو

۴

fetid

گندیده، بدبو، متعفن، داراى بوى زننده، گند دهان

۵

fuggy

متعفن، بدبو

۶

funky

متوحش، بوى نا گرفته، بدبو

۷

reeky

جلبکى، ابرى، بدبو

۸

reechy

فاسد، بدبو، ترشیده

۹

smelly

بودار، بدبو، متعفن

۱۰

noisome

مضر، زیان بخش، بدبو، کریه، نامطلوب

۱۱

odorous

بودار، بدبو، متعفن

۱۲

mephitic

متعفن، بدبو

۱۳

stinking

(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن

۱۴

unsavory

بى مزه، بدبو، بد مزه، ناگوار، ناخوش آیند