فرهنگ آریانپور
بد انجام دادن
#۲۵٬۸۴۲
misdo
بد انجام دادن، ناصحیح انجام دادن، کشتن
muff
دست پوش، دست گرم کن، بد بازیکن، ناشى، خیطى بالا آوردن
bumble
وزوز کردن، صداى زنبور کردن، اشتباه کارى کردن، سرهم بندى کردن
slight
مقدار ناچیز، شخص بى اهمیت، ناچیز شمارى، بى اعتنایى، تحقیر، صیقلى، تراز، لاغر، نحیف، باریک اندام، پست، حقیر، فروتن، کودن، قلیل، اندک، کم، ناچیز شمردن، تراز کردن
butcher
قصاب، (مجازى) آدم خونریز، کشتن، قصابى کردن
perpetrate
مرتکب شدن، مرتکب کردن، مقصر بودن